جامعه ایرانی

بی انصافی و سیاه نمایی در جامعه ایرانی دردی مزمن است

بیانصافی و سیاه نمایی در جامعه ایرانی دردی مزمن است

(سخنی با هم وطنان بسیجی حامی آقای احمدی نژاد )

سلام هم وطن، من یک محقق زمینه دینامیک سیالات و شیمی-فیزیک هستم که با برخی از دوستان و همکاران دانشگاهی خود در چندین سال گذشته، در دانشگاه صنعتی شریف و پزوهشگاه هوافضا سهم اندکی در پیشرفتهای علمی-صنعتی کشور عزیزمان ایران داشتهایم، و به نوعی در برخی دستاوردهایی که با افتخار از رسانهها به عنوان نمادی از غرور ملی از آنها یاد میشود سهمیم بودهایم و شادی و امیدواری این ملت برایمان همیشه آرزویی توصیف ناپذیر است. گاه نخبگان خوانده میشویم، گاه دانشمندان ایران اسلامی، گاه متخصصین داخلی و ... هر چه هستیم فرزندان همین آب و خاکیم، و دلیل تعدد و تکثرمان همچون همه آدمهای دیگر، نه الزاماً تشابهاتمان که تفاوتهایمان هست. کاش ما آدمها اینقدر به دلیل تفاوتهای فکری و رفتاریمان، متعصبانه به هم پرخاش نکنیم. اساس امکان وجود رنگها، صداها، مواد مختلف، موجودات مختلف، و به طور کل حیات و زندگی با همه شگفتیهایش، امکان وجود تفاوتهاست. وقتی همه چیز همجنس، هم رنگ، هم صدا، هم زمان، هم مکان و یک جور باشد، دیگر قابل درک نیست، حتی دیده نمیشود، چرا که امکان دیدن هر چیزی وجود ابعاد مختلف است. پرخاشگریهای مفرط امروزه جامعه ایرانی، و به ویژه در این فصل انتخابات، آنچنان دلآزردگیها و اضطرابی در جامعه ایجاد کرده است، که امکان تمرکز روی تحقیقات علمی-صنعتی را از ما نیز سلب نموده است، و چنین است که به ناچار در غیاب آنانی که باید و میتوانند که در این میانه راهی برای اصلاحی سودمند ارائه کنند و چیزی بگویند، اما با بی انصافی مسئولین، دستشان کوتاه است و ما محققین علوم مهندسی ناچار به ورود به تحلیلهای سیاسی-اجتماعی میگردیم.  و چنین است که در غیاب گفتگوی منصفانه و آزاد بین طیفهای مختلف جامعه، هزینهها فراگیر میشود.           

در همین ابتدا اجازه بدید بگم که: با تمام جهدی که در حد توان برای فراگیری و فهم زندگی و آدمها  کرده و میکنم اما هرگز بدانجا نرسیدهام که دانستههایم را در حصاری محکم ببندم و از دیدن حقایقی خارج از دانستههایم پرهیز کنم. پس به آن داناترین سوگند که چشم من برای دیدن حقیقت همچنان باز است، اگر حتی آن حقیقت در تضاد با یک عمر اعتقادم و  یا نمایانگر اشتباهاتی در گذشتهام باشد. این را از آن سبب گفتم تا بدانید که به جد جویای حقیقتم پس در جهد خود برای آگاه کردن و یاد دادن به من از حقایقی که میدانید کوتاهی نکنید. اما بگذارید که قدم به قدم و با احترام با هم پیش برویم بی تعجیل و کم تعصب.  پس اگر چیزی نوشتم از من رنجیده نشوید و بدانیم و بگذاریم همواره ملاک گفتگویمان همین مطلع سخن باشد، برای هر دو.

 اگر فرصت کردید شاید  بد نباشد به برخی مطالب وبلاگ "آدمها" (http://humans.persianblog.ir/ ) همچون " عقل یا دین" نگاهی بیندازید تا ببینید با اینکه به نوعی از تفکرات اصلاح طلبانه دفاع میکنم اما مدافع و مروج هنر دین داری هستم و با محققین اروپایی در این باره بارها به بحث  نشستهام. با جماعتی که نه حضرت میشناسند و نه امام، نه حدیث و گاهاً حتی نه کتاب، اما انسانند و دوستدار دانستن، و اغلب توانستهام ارزشهای هنر دین داری و مفاهیم معنوی را برایشان روشن کنم اما با تکیه بر گوهر خرد و فطرت نیک آدمی که قابل فهم و مشترک بین همه فرهنگهاست (در نوشته "عقل یا دین" به آن پرداختهام) .

در آنجا نیز درمطلبی با عنوان " اعداد و مفاهیم حقیقی و موهومی: خدا در تفکرات مادی و معنوی، آینده محتمل تمدنها" نوشته ام که به نظرم " آینده (در مقیاس سده) از آن شرق معنا گرایی است که ارزش های حقیقی علوم و تکنولوژی ملموس را نیز پذیرفته و در حال تمرین و ممارست برای فراگیری آن است، اگر که در چنین فرایندی مرعوب یا مجذوب دنیای غرب نگردیده و استراتژی فرار یا تسلیم را در پیش نگیرد". اما برادر نه به سبک و سیاق و معنایی که آقای احمدی نژاد و دوستانشان بیان میکنند و پی جو هستند. این را از این نظر توضیح دادم که در هر گونه انتقاد از آقای احمدی نژاد یا دفاع از تفکرات اصلاح طلبانه منظورم دین زدایی از جامعه یا محو شدن در فرهنگ غرب نیست، بلکه به شرق معنوی معقولی در آینده امیدوارم که حاصل همفکری روشن و کم تعصب ما و شماست.

من همواره با بکار گرفتن هرگونه توهین و اصطلاحات زشت بیجا در مورد آقای احمدی نژاد و و تحقیر آمیز در مورد طرفدارانش مخالف بوده ام و هستم (به همین ترتیب در مورد آقای موسوی و سایرین)، چه در این دوره و یا انتخابات پیشین. متاسفانه چنین برخوردهایی امکان نقدهای جدی و کارساز را از طرفین گرفته است. بارها در جمع کسانی از مردم عادی یا دانشجویانی که با بی انصافی درباره بسیاری از خصایص و ارزش های هم وطنان بسیجی (البته نه بسیجی نما های سرکوبگر مصطلح به لباس شخصی) و طیف مذهبی و متعصب جامعه، اظهار نظر های تند و تحقیر کننده ابراز داشته اند، از فرهنگ هدفمند بسیجی (مادامی که نخواهد عقاید خود را به جامعه تحمیل کند) دفاع کرده و می کنم.  اما صادقانه بگویم مروج این فرهنگ به شکل خاص متعارف در جامعه امروز نیستم، که نگاهم به سوی خالق بی همتایی است که بسیج نیز به نظر می آید سعی کرده است تابا بهره از وجود معنوی او قرین نیکی ها و زیبایی ها باشد. هر چند در این میانه همچون بیشمار رهروان راه حقیقت، گاه به جای بهره از منبع نور، در سایه واسطه ای منیر، چشم بر ذات حقیقت تنگ می نماید.

 چنین است که گاه با محدود کردن تصور خود از ذات حضرت حق در عینیت های زمانی و مکانی، ممکن است سایه روشن مهتاب شبانه را به جای خورشید حقیقت ترویج کنیم. و کیست که نگوید مهتاب شبانه نیز زیباست، که شمع در تاریکی درخشان و پر بهاست، اما اگر در میانه این نیایش زیبای شبانه، کسانی سراغ از خوشید بگیرند، جرمشان چیست؟ آیا باید به جرم آفتاب ندانستن مهتاب به او برچسب بی اعتقادی زد؟ کاش بگذاریم هر آنکس به شکلی که خدایش در درون تجلی می نماید، رهرو این راه باشد، مقصد یکی است. اگر که به راه و مرکب خویش مطمئن تریم، ماندگان در راه خود خواهند دید و خواهند پرسید و خواهند خواست، که همه مسافر آن مقصدیم. باور کنیم آنچه همه ادیان و پیام آوران و حی می گویند: ذات انسان و فطرت نیکش در این راه تواناست. همان ذاتی که توان فهم و شناخت رسولان وحی را بی وحی، اما خردمندانه داشت (مطلب " عقل یا دین" از وبلاگ آدمها).       

 

گلایه:

اما پس از آن مقدمه:

چرا اینقدر زبانتان تند است (همچون بسیاری از نوشته های حامیان دولت در سایت هایی چون رجا نیور، فارس، انصار نیوز، کیهان و یا وبلاگ هایی چون "مدرسه ما http://madreseyema.blogfa.com/ ") .  با خواندن برخی از این نوشته ها یاد مطلبی می افتم که چند سال پیش در وبلاگ آدمها (http://humans.persianblog.ir/ ) نوشته بودم ، تحت عنوان " عقل میانه"، اگر فرصت کردید نگاهی به آن بیندازید. حس میکنم فضای مباحثه در برخی مطالبتان و بخش نظرات نزدیک به چنان فضایی است. اینکه هر کدام از ما از منطق و دانش به حدی بهره میگیریم که نادرستی را شکلی درست ببخشیم اما درستی اش آنقدر نیست که به سر منزل مقصود رهنمودمان کند. 

و اما اختصاصاً درباره برخی مطالب اخیرتان در وبلاگ "مدرسه ما" (http://madreseyema.blogfa.com/):

 هم وطن عزیز، لفظ "آشوب سبز" چه سودی دارد جز تحقیر و توهین به صدها هزار و بلکه میلیون ها  نفر طرفداران موسوی؟ امیدوارم نگویی که معترضان تنها جمع اندک چند هزار نفری هستند که میبینیم که وقتی امکان حضور بدون سرکوب وجود دارد بیش از میلیون نفر در خیابانها اعتراضشان را نشان داده اند. برادر جان گیریم که تقلب بی تقلب، و اعتراض آنها بیجا، اما کجا نتیجه اعتراض شهروندانی حتی به فرض نا آگاه، به روند و نتیجه انتخابات، چنین رفتارهای خشونت آمیز و حتی مرگ است؟ مسئله پیچیده نیست، میلیونها نفر از نتایج به دست آمده قانع نیستند، حتی برای یک رئیس جمهور تثبیت شده در هر کجای دنیا اگر مورد و اعتراضی  درباره عملکردش باشد قرار نیست با آن، چنین خشونت بار برخورد کنند چه رسد وقتی موضوع شائبه در آرا باشد. اینجا مجال باز کردن این مباحث نیست، اما چطور و چگونه باید باور کرد راستی ها را، وقتی همین چند روز پیش در تیتر اول روزنامه کیهان میخوانیم: دفاع یک زن از یک بسیجی در برابر حمله ارازل و اوباش (که شاید هم از معترضان آسیب دیده عصبانی بوده اند). نوشته است که فیلم آن از شبکه سراسری پخش شده و اینکه چقدر احساسات مردم را برانگیخته است (مطمئناً نه در یک جهت). دفاع این زن قابل تقدیر است. اما اگر همین زن در دفاع از یک معترض در برابر نیروی انتظامی، بسیجی یا لباس شخصی اینچنین میکرد (کما اینکه کم نبوده است)، آیا باز هم از وی با افتخار یاد میشد و رسانه ها و تلویزیون پوشش میدادند؟ چرا از بین تمام درگیریهای چند روز اخیر و اعتراضات میلیونی، و کشته شدن چندین نفر، و باتوم خوردن هزاران نفر، باید لحظه ای خبر رسانی منصفانه نباشد؟ گیریم عتراضشان بیجا اما شهروندان و هم وطنان مایند. آیا اگر فرزندانی در خانواده حتی اعتراض بیجا به پا کردند باید به فلک بسته شوند و از پوشش خبری هم منع گردند؟ گزارش شده است که لباس شخصی  های حمله کننده به دانشجویان در کوی و مردم در خیابانها، بسیجی نبوده و ناشناسند، حتی جزء خرابکاران و دشمنان نظام گزارش شده اند، چطور میتوان تصور کرد که در حضور نیروهای انتظامی چنین کنند و شناسایی و بازداشت نگردند؟ گیریم چنین باشد، تلویزیون و کیهان را چه کسانی اداره میکند؟ آیا نمیشود راهپیمایی میلیون نفری معترضین به نتیجه انتخابات را واقع بینانه گزارش کرد و اما گفت که این صدها هزار نفر حرفشان بی حساب است؟ پیگیری اعتراضات قانونی چطور میسر است وقتی با تبریک و تایید زودهنگام رهبری و تاکید مجدد وی بر صحت انتخابات، انتظار هر گونه پیگیری قانونی از نهادهای پایین دست، کم معناست.

 هم وطن عزیز، درست است که من و تو به تنهایی مردم نیستیم، اما ما خانواده، فامیل، همسایه، دوست، همکار داریم. همسفر، رهرو، رهگذر میبینیم. آنها همه مردمند. وقتی در آستانه انتخابات پیشین (به ویژه مجلس هفتم) از هر 10 گزارش پخش شده از صدا و سیما در سطح تهران حتی یک نفر نمیگوید که من در انتخابات شرکت نمیکنم و از این اوضاع دل سرد کننده خسته ام، و گزارشات صدا و سیما همه را مشتاق و آماده به شرکت در انتخابات نشان میدهد، اما در سطح شهر چیز دیگری میشنویم و نتیجه هم بعداً برای تهران درصد شرکت کننده بسیار پایین را نشان می دهد (فکر میکنم زیر 30 درصد)، آیا پخش گزارشات غیر واقعی معنایش اگر دروغ و توهین به شعور مردم نیست، پس چیست؟ آیا میشود گفت صدا وسیما را مغرضان اداره میکنند؟

 هم وطن عزیز آمار تورم معنادار برای مردم متوسط سالیانه است یا نقطه به نقطه ماهیانه؟ بازی با مفاهیم ریاضی چه معنایی دارد برای مردمی که تنها روند متوسط سالیانه را لمس کرده اند؟ گزارش افتخار آمیز چاپ بیست هزار مقاله علمی آیا حاصل درایت و عملکرد دولت نهم است؟ لاقل اجازه می دهید همین یک مورد را ما محققین قضاوت کنیم؟ رئیس جمهوری که برای فیلم تبلیغاتی اش از سبزی کاری مثال میزند، حتماً مفهوم کشت و کار و باغداری را میفهمد، حال شما بگو باغ انگوری که با زحمات چندین ساله به بار می نشیند، و قطعاً میزان برداشت آن در سالهای بعد از پنجم و ششم و ... تصاعدی افزایش می یابد، افتخارش بیشتر برای باغبان بنا کننده است یا باغبان برداشت کننده؟ خوب است به مقاله ای با عنوان "گام بلند ایران" در مجله ساینس (علوم) مربوط به سال 2005 رجوع کنید تا ببینید پایه های این پیشرفت علمی در دولت خاتمی با مدیریت دکتر معین و دکتر توفیقی در وزارت علوم صورت پذیرفت(البته این به معنای تایید تمام عملکرد آنها در همه ابعاد نیست)، وزیری که به شدت مورد انتقاد رهبری و مذمت نمایندگان اصول گرای مجلس بود و استیضاح و مستعفی گردید، و حال اکنون نتیجه آن باغ و محصولش سبب افتخار دولت آقای احمدی نژاد است و در نطق های تلویزیونی خود بارها بر آن تاکید کرد و میکند (به ویژه در آخرین بیست دقیقه فرصت ایشان قبل از انتخابات). حال آنکه اغلب نویسندگان این مقالات افتخار آمیز به شدت به نحوه مدیریت و سیاست های وی انتقاد داشته  و دارند، خبر اعتراض شدید جمع زیادی از اساتید و دانشجویان دانشگاه های شریف، امیرکبیر و تهران به عملکرد دولت نهم قبل از انتخابات و در جریان برخورد اخیر با معترضین تنها نمونه ای از آن است. حال آنکه این اساتید و دانشجویان بیشترین نقش را در دستاوردهای علمی مذکور دارند.

در خبرها خواندم که آقای احمدی نژاد در برابر ادعای دولت های پیشین که انرژی هسته ای و پرتاب راکت کاوش و ماهواره امید را دستاوردی بر مبنای تلاش های دولت های قبل دانسته اند، به طعنه گفته بود پس می توان آن را به دوران ابوریحان و اکتشافاتش هم ربط داد. طعنه ای که چندان هم بی معنا نیست و تنها نوعی فرافکنی است. بنده خود از تلاش های مستمر و کارساز برخی از محققین و همکارانم در دوره آقای خاتمی در پروژه های مرتبط با برخی از این طرح ها مطلع هستم و در برخی مباحث مرتبط با دینامیک سیالات و گرمایش آئرودینامیکی سهم کوچکی داشته ام. در حقیقت باید گفت بیش از 90% و شاید همه محققین مرتبط با این طرح ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم دانش آموختگان اساتید و دانشگاه هایی بوده  و هستند که در دولت های قبل و حتی پیش از انقلاب بنا نهاده شده اند، و البته با قوت یا ضعف متفاوتی در دولت فعلی هم ادامه یافتند.

هم وطن عزیز، یادم می آید در دوران دانش آموزی روایتی از یکی از امامان شیعه می خواندیم که: روزی حضرت با اصحابش از جایی عبور میکردند به لاشه گندیده و بد بوی سگی برخورد کردند و هر یک به نوعی انزجار و حال بد خود را از آن منظره و بو نشان دادند. حضرت فرمود "بی انصاف ها لاقل از دندان سفید سالمش هم چیزی بگویید". و ما چقدر هنوز هم به این بینش ها نیازمندیم که حتی انصاف در دیدن دندان سفیدو سالم سگ گندیده که هیچ، که موج صداقت نیک طلبی جوان مصدم معترض کنار خیابانمان را ببینیم، و حتی اگر می پنداریم از روی ناآگاهی است ، به برچسب اوباش تحقیرش نکنیم. برعکس اینکه بسیاری از اطرافیان آقای احمدی نژاد و خود ایشان هم سعی کردند بعد از صحبتهای ایشان (بعد از انتخابات)، اصطلاح خس و خاشاک را نه خطاب به مردم معترض و جمع میلیونی طرفداران موسوی که به افراد درگیر در حوادث اطلاق کنند، اما انصافاً برای من نوعی و بسیاری از دوستان و مردم عادی که به طور مستقیم حرفهایشان را شنیدیم، پیش از هر گونه جو سازی مغرضانه ای، آنچه میشد فهمید همان بود که در جامعه انعکاس پیدا کرد. حال انگار باید به صدها هزار نفر نهیب زد که بیخود از حرف ایشان سوءبرداشت کرده اند؟ یا اینکه ایشان باید از جمع میلیونی مردم برای بیان چنین سخنانی (حتی با فرض اینکه منظورش نبوده است) عذر خواهی میکرد؟   چگونه سوء برداشت میلیونی برای شنوندگان مستقیم مطلبی میسر؟ آیا بجز اشکال در اصل مطلب؟

  اخیراً به این فکر میکردم که این بی انصافی هادر مصادره دستاوردهای برداشت شده از دولت های قبل (مانند انرژی هسته ای، هوافضا، بیو و نانو تکنولوژی و ...) تنها محدود به دولت حاضر نیست، که ریشه در بی انصافی های بدعت شده از دولت های بعد از انقلاب به پیش از انقلاب نیز دارد. در طی این سی سال گذشته از رسانه ملی واژه هایی جز رژیم ستم شاهی، فاسد و خائن پهلوی و مشابه آن، چیز دیگری در تفسیر دولت های قبل از انقلاب نشنیدیم (اگر شما شنیدید بگید). یعنی در تمام آن سیاهی که مدام به مناسبت های مختلف طی این همه سال در رسانه ملی تفسیر شده و می شود، هیچ رگه های سفیدی نبوده است تا به ناچار اشاره شود؟ برادر عزیز، لازم است بگویم که من نه تنها مانند بسیاری که از انقلاب اسلامی که خود یا بزرگانشان بنا نهادند، تبری میجویند، نیستم و ارزش های انقلاب را نفی نمیکنم که هیچ، که حتی در دفاع از انقلابی که حادث شد و دستاوردهایش، با بسیاری از جوانان امروزی وارد بحث شده و سعی داشته و دارم که بگویم آنچه بیش از 98 درصد ملت به آن رای مثبت داد نه فریب، نه دروغ، نه اشتباه (که دیده ایم که بسیاری می گویند)، که تلاش ارزشمندی بود در راه رهایی از استبداد و خودکامگی با عبور از سیستم آمرانه شاهنشاهی  و امید به جمهوری با بهره از تعالیم دینی.  نفی ارزشهای آن انقلاب اسلامی چیزی جز فرار بیهوده از گذشته خویش، و مسئولیت  گریزی نیست. مخاطب در این جا منظور سینه چاکان امروزی انقلاب اسلامی نیست، که مردمانی است که از کرده خود و بزرگانشان رضایت ندارند و با بی انصافی دستاوردها را در سایه دشواری ها و خطاها گم می کنند.

برادر عزیز، بی انصافی و سیاه نمایی در این جامعه سالها و دهه هاست که فراگیر است، انگار فراموشمان می شود که صرفنظر از آنکه چه کسی حاکم این مملکت بوده و هست مردمانی در آن می زیسته و می زیند، که همیشه تحت حکم هر حاکمی، سپیدی ها و زیباییها کم نیافریده اند، و البته که حاکمان نیز در این سپیدی ها بی تاثیر نبوده اند. باید قدر هر کار سپیدشان را دانست همچنان که از سیاهی هایشان فریاد به عرش می بریم.

کاش همه به گفتگو برگردیم، با حوصله و منصفانه، با ایمان به ذات نیک آدمها. یادمان بیاید که هر کدام از آدمهای امروزی از معترضین خیابانی گرفته تا باتوم به دستان و گارد ضد شورش، از بسیجی متعصب معاند با ایده لیبرال-دموکراسی گرفته تا اصلاح طلبان تند روی عصبانی از تحجر، همه روزی کودکی معصوم و بی تعصب بوده ایم. ما هنوز هم می توانیم مانند دوران کودکی با هم با صفا رفتار کنیم و بازی ها را خوشونت آمیز نکنیم. شعور و خرد انسان برای دیدن و فهم حقیقت چنان تواناست که با همین توانایی منجیان وحی و سعادت بشری را شناخته است، پس از آگاهی خود و دیگران نهراسیم.

نویسنده : َعلی : ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٩ تیر ،۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

انتخابات ریاست جمهوری 1388

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : َعلی : ٤:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ : ٤:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم